جوانان و رژیم گذشته
جوانان در رژیم گذشته مورد بیمهری قرار گرفته و توانمندیها و تواناییهای آنان نادیده گرفته میشد. خلاقیت، نوآوری و... جایی در رژیم گذشته نداشت، دغدغه اصلی آن رژیم، حاكم ساختن فرهنگ غربی در كشور و گرایش به غرب تحت لوای رسیدن به تمدن و پیشرفت بود با چنین تفكری فرهنگ دینی و ملی مورد بی توجهی قرار گرفته و با ارزشها و باورهای دینی مقابله میشد و تلاش نمودند جوانان را با تشویق به فساد و مراكز فحشاء و دامن زدن به آن، نسبت به فرهنگ و سرنوشت كشور بیتفاوت نموده و فكر و خلاقیت را از جوانان گرفته و این عناصر سازنده كشور را به عناصری بیتأثیر و بیمصرف تبدیل سازند مرحوم امام در این باره فرمودند: «اصل برنامه این بوده است كه جوانهای ما را به فساد بكشند برای اینكه مبادا یك قدرتی در مقابلشان قیام كند... اینها میخواستند هر فكری را كه احتمال بدهند كه این فكر در مقابل آنهاست از بین ببرند... مراكز فسادی كه سرتاسر مملكت بود جوانها را مشغول میكرد به امور شهوانی كه به كلی افكار را از دستشان میگرفت.»[1] «آنها بنا داشتند جوانهای ما را فاسد كنند تا اینكه بی تفاوت بشوند راجع به مسایل خودشان و هر قضیهای و هر بلایی سرشان بیاید... این جوان دیگر نمیتواند فكر بكند به این كه سر مملكت چه آمده است.»[2] در چنین شرایطی نهضت اسلامی و آرمانهای بلند امام (ره) موجب آگاهی و بیداری جوانان شد، آنان هویت از دست رفته خویش را در این نهضت یافتند و امام (ره) به آنان شخصیت و هویت بخشید، آنان كه میدیدند منابع سرشار كشور پیش چشمان ملت توسط اجانب به یغما برده شده و دولتمردان وقت تنها به فكر عیش و نوش خویش هستند و توجهی به كشور و مردم ندارند، سعادت و رهایی از چنگال ظلم و بیعدالتی را در آرمانهای بلند امام یافتند و نهضت اسلام خواهی و عدالت طلبی امام را با دل و جان همراهی كردند و به تعبیر زیبای شهید مطهری ندای امام خمینی (ره) از قلب فرهنگ و از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت بر میخاست، مردمی كه در طول چهارده قرن حماسه محمد، علی، زهرا، حسین، زینب، سلمان، ابوذر... و صدها هزار زن و مرد دیگر را شنیده بودند و این حماسهها با روحشان عجین شده بود، بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم این مرد شنیدند علی را و حسین را در چهره او دیدند او را آینه تمام نمای فرهنگ خود كه تحقیر شده بود تشخیص دادند، امام چه كرد؟ او به مردم شخصیت داد، خود واقعی و هویت اسلامی آنها را به آنان بازگرداند، آنها را از حالت خودباختگی خارج كرد این بزرگترین هدیهای بود كه رهبر به ملت داد او توانست ایمان از دست رفته مردم را به آنها بازگرداند و آنها را به خودشان مؤمن كند.»[3]
جوانان در رژیم گذشته مورد بیمهری قرار گرفته و توانمندیها و تواناییهای آنان نادیده گرفته میشد. خلاقیت، نوآوری و... جایی در رژیم گذشته نداشت، دغدغه اصلی آن رژیم، حاكم ساختن فرهنگ غربی در كشور و گرایش به غرب تحت لوای رسیدن به تمدن و پیشرفت بود با چنین تفكری فرهنگ دینی و ملی مورد بی توجهی قرار گرفته و با ارزشها و باورهای دینی مقابله میشد و تلاش نمودند جوانان را با تشویق به فساد و مراكز فحشاء و دامن زدن به آن، نسبت به فرهنگ و سرنوشت كشور بیتفاوت نموده و فكر و خلاقیت را از جوانان گرفته و این عناصر سازنده كشور را به عناصری بیتأثیر و بیمصرف تبدیل سازند مرحوم امام در این باره فرمودند: «اصل برنامه این بوده است كه جوانهای ما را به فساد بكشند برای اینكه مبادا یك قدرتی در مقابلشان قیام كند... اینها میخواستند هر فكری را كه احتمال بدهند كه این فكر در مقابل آنهاست از بین ببرند... مراكز فسادی كه سرتاسر مملكت بود جوانها را مشغول میكرد به امور شهوانی كه به كلی افكار را از دستشان میگرفت.»[1] «آنها بنا داشتند جوانهای ما را فاسد كنند تا اینكه بی تفاوت بشوند راجع به مسایل خودشان و هر قضیهای و هر بلایی سرشان بیاید... این جوان دیگر نمیتواند فكر بكند به این كه سر مملكت چه آمده است.»[2] در چنین شرایطی نهضت اسلامی و آرمانهای بلند امام (ره) موجب آگاهی و بیداری جوانان شد، آنان هویت از دست رفته خویش را در این نهضت یافتند و امام (ره) به آنان شخصیت و هویت بخشید، آنان كه میدیدند منابع سرشار كشور پیش چشمان ملت توسط اجانب به یغما برده شده و دولتمردان وقت تنها به فكر عیش و نوش خویش هستند و توجهی به كشور و مردم ندارند، سعادت و رهایی از چنگال ظلم و بیعدالتی را در آرمانهای بلند امام یافتند و نهضت اسلام خواهی و عدالت طلبی امام را با دل و جان همراهی كردند و به تعبیر زیبای شهید مطهری ندای امام خمینی (ره) از قلب فرهنگ و از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت بر میخاست، مردمی كه در طول چهارده قرن حماسه محمد، علی، زهرا، حسین، زینب، سلمان، ابوذر... و صدها هزار زن و مرد دیگر را شنیده بودند و این حماسهها با روحشان عجین شده بود، بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم این مرد شنیدند علی را و حسین را در چهره او دیدند او را آینه تمام نمای فرهنگ خود كه تحقیر شده بود تشخیص دادند، امام چه كرد؟ او به مردم شخصیت داد، خود واقعی و هویت اسلامی آنها را به آنان بازگرداند، آنها را از حالت خودباختگی خارج كرد این بزرگترین هدیهای بود كه رهبر به ملت داد او توانست ایمان از دست رفته مردم را به آنها بازگرداند و آنها را به خودشان مؤمن كند.»[3]
[1] . صحیفه نور، ج 7، ص 269.
[2] . صحیفه نور،ج 9 ص 138.
[3] . مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، تهران،انتشارات صدرا، چاپ چهارم، 1368،ص 119 و 120.
+ نوشته شده توسط عفیفه در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 و ساعت
16:34 |
